Loading Content...

Zalirez Instagram Photos and Videos

Loading...


zalirez عـلـیـرضـا @zalirez mentions
Followers: 5,457
Following: 384
Total Comments: 0
Total Likes: 0

. اون دختر ساعت شیش صب بلند شد ؛ مث بقیه روزا حتی چشاشو مالید و رفت تو سالن . مادرش با تعجب نگاش نکرد ؛ به ...
Media Removed
. اون دختر ساعت شیش صب بلند شد ؛ مث بقیه روزا حتی چشاشو مالید و رفت تو سالن . مادرش با تعجب نگاش نکرد ؛ به هیچ وجه احتمال اتفاقی که قرار بود بیافته رو به خودش نداده بود . از خونه ساکت ، صدای خورد شدن بیسکوئیت ساقه طلایی زیر دندون کسی میومد. دختر که ساعت شیش صب ینی چهل و پنج دیقه زودتر از هر روز از خواب بیدار شده ... .
اون دختر ساعت شیش صب بلند شد ؛ مث بقیه روزا حتی چشاشو مالید و رفت تو سالن . مادرش با تعجب نگاش نکرد ؛ به هیچ وجه احتمال اتفاقی که قرار بود بیافته رو به خودش نداده بود . از خونه ساکت ، صدای خورد شدن بیسکوئیت ساقه طلایی زیر دندون کسی میومد. دختر که ساعت شیش صب ینی چهل و پنج دیقه زودتر از هر روز از خواب بیدار شده بود رفت تو آشپزخونه. کارد دسته بلندو برداشت. به تیغه ی تازه نفسش به نگا انداخت و با خودش فک کرد : کارخونه چاقوسازی هیچوخ تو عمرش فک نمیکرد همچین چاقویی چیزی به جز گوشتای تازه ی گوسفندو تیکه تیکه کنه. اما خود چاقو بلند پرواز بود. مثلن یکی از فکراش پاره کردن شکم پدرش تو یه صب پاییزی بود. اون چاقو نمیخواس ممولی باشه و خودش میدونس با یه حرکت اضافه به زودی تبدیل میشه به آلت قتاله و چن ماه بعد ردشو بغل اتوبان پیدا میکنن.
دختر قدم زنان به سمت پدر رفت ؛ دستاشو پشت سرش نگه داشته بود و توش یه چیزی قایم کرده بود. پدرش بی توجه بهش بلند بلند از مملکتش انتقاد میکرد. مادر یه نگا به دخترشون انداخت و لابد با خودش فک کرد پشت سرش ، خرگوش صورتیشو قایم کرده و میخواد لباس جدیدی که براش دوخته رو نشونشون بده. تلویزیون خاموش بود و بیدار بودن آدما تو صب به اون زودی و صدای خورد شدن ساقه طلایی همه حاکی ازین بود که قراره اتفاق بدی بیافته.
دختر چاقو رو از پشتش در آورد ، بعد چن سال دوری از خونه ، این اولین بار بود که به پدرش انقد نزدیک میشد. تو چشای دختر اثری از خشم ، ناراحتی یا حتی چیز بی موردی مث تسلیم نبود. دختر موهاشو باز گذاشته بود ، یه دمپایی پشمی پاش بود و پاچه یکی از شلواراش لول خورده بود و بالا مونده بود. دختر چاقو رو نگا کرد. بعد زل زد به پدرش و تو یه ثانیه به سمتش هجوم برد.
قلب آدم جای چیاس ؟ کجا قلبو ساختن برا اینکه کسی توش چاقو بزنه ؟ قلب مرد پاره شد و ازش خاطره ی غروبی که دختر برا اولین بار از رو تاب افتاده بود ریخت بیرون ، خاطره شیر نسکافه ای که دختر برا پدرش آماده کرده بود اما به دیوارا پاشیده شد.
مادرش حتی نیم خیز نشد ، خیلی سال بود خواب چنین لحظه ای رو میدید. به چشاش دختری که تا اون روز فقد توش دلهره و ترس دیده بود خیره شد. دختر چاقورو انداخت رو فرش. لکه های خونو حتی میشد رو اثاث آشپزخونه که تو قضیه نقشی نداشتن ، دید. دختر گف تموم شد. فرشارو باید بدیم قالیشویی!
جوابی نیمد. مادرش بازم از جاش بلند نشد. دختر برگشت به اتاقش. تو تختش دراز کشید، خرگوش صورتیشو بغل کرد و آروم تو دلش آرزو کرد که کاش وختی خوابش برد ، ادامه ی همون خواب شیرین دیشبو ببینه.
Read more
Loading...
• Red Velvet •
Media Removed
• Red Velvet • • Red Velvet •
. اگه از میون این چشما غمگین بودنشو دیدی.. گول لبای خندونشو نخوردی.. اگه از میون حرفاش دردشو فمیدی.. ...
Media Removed
. اگه از میون این چشما غمگین بودنشو دیدی.. گول لبای خندونشو نخوردی.. اگه از میون حرفاش دردشو فمیدی.. اونوخ باید خیلی بهتون افتخار کنم. Telegram.me/Its_About_Alireza .
اگه از میون این چشما غمگین بودنشو دیدی.. گول لبای خندونشو نخوردی.. اگه از میون حرفاش دردشو فمیدی.. اونوخ باید خیلی بهتون افتخار کنم.
Telegram.me/Its_About_Alireza
Nobody cares till it's too late ..
Media Removed
Nobody cares till it's too late .. Nobody cares till it's too late ..
Loading...
. همیشه حسی از تو در من هست که واس رسیدن به یه دم آرامش بغضامو به تاخیر بندازه..تا من تو تاریکی ترسناک ...
Media Removed
. همیشه حسی از تو در من هست که واس رسیدن به یه دم آرامش بغضامو به تاخیر بندازه..تا من تو تاریکی ترسناک سرد اتاقم تکیه بدم به جای خالیت..راستش دیگه انقد محو شدم انگار که تو حجم سنگین نبودنت جوشیده باشم!..عجب توصیف دردناکی از حل شدن تو غمت..باور کنی یا نه نشستم این گوشه تا بات حرف بزنم..حالا که شاید..نمیخوام ... .
همیشه حسی از تو در من هست که واس رسیدن به یه دم آرامش بغضامو به تاخیر بندازه..تا من تو تاریکی ترسناک سرد اتاقم تکیه بدم به جای خالیت..راستش دیگه انقد محو شدم انگار که تو حجم سنگین نبودنت جوشیده باشم!..عجب توصیف دردناکی از حل شدن تو غمت..باور کنی یا نه نشستم این گوشه تا بات حرف بزنم..حالا که شاید..نمیخوام فک کنم کجا.
من اون نگاهتو میخوام که تو امتداد رد نگام بدوعه..بعد مکث کنه تا گرمای شونه هاشو رو بی کسی شونه هام بکشه..بگه : تموم شد عزیزم..تموم شد بعد اینهمه مدت..دیگه نه بگی نه من بپرسم.فقد پایان برسه این درد. حالا که از اون تاریخ فلان روز میگذره انگار به چشم میبینم شکیباییمو که آروم آروم میمیره.. سردمه. بغض داره خفه میکنه..لبامو میگزم..نمیخوام اشکام سرازیر شه..کسی اما درونم گریه سر میده بلند بلند..
خالی و بی رمق لم میدم به شونه هات..جای ممتد خالی شونه هات که دیوار بلند کنار تختمه!..دلم یهو میریزه..برات شور میزنه..میدونم بی دلیل نیست..چی میگفتم؟ خدا خوب باشه فقد همین..
#عـلـیـرضـا
Read more
Loading...
. چن وخته هرچی میگردم هیچ حرفی قوی تر از سکوت پیدا نمیکنم .. #عـلـیـرضـا
Media Removed
. چن وخته هرچی میگردم هیچ حرفی قوی تر از سکوت پیدا نمیکنم .. #عـلـیـرضـا .
چن وخته هرچی میگردم هیچ حرفی قوی تر از سکوت پیدا نمیکنم ..
#عـلـیـرضـا
Loading...
. هوا مه آلوده ، رد بخارِ نفسام تو هوا ملوم نیس ، تنها نشونم از راه،جدول کنار خیابونیه که پا به پای تنهاییم ...
Media Removed
. هوا مه آلوده ، رد بخارِ نفسام تو هوا ملوم نیس ، تنها نشونم از راه،جدول کنار خیابونیه که پا به پای تنهاییم میاد..نه راه پیداس نه حتی بی راهه ای،نه عزیزمی،نه سلامی و نه حتی صدایی..توهم که نیمدی .. این منم ، پسری ایستاده تو امتداد خیابونِ یه زمستون ، از فصلا لبریز ، از فاصله ها سرشار..اونور دلواپسیا..اونور ... .
هوا مه آلوده ، رد بخارِ نفسام تو هوا ملوم نیس ، تنها نشونم از راه،جدول کنار خیابونیه که پا به پای تنهاییم میاد..نه راه پیداس نه حتی بی راهه ای،نه عزیزمی،نه سلامی و نه حتی صدایی..توهم که نیمدی ..
این منم ، پسری ایستاده تو امتداد خیابونِ یه زمستون ، از فصلا لبریز ، از فاصله ها سرشار..اونور دلواپسیا..اونور تنهایی..دارم جاده ی مه گرفته ی بی انتهایی رو بی تو پیاده را میرم..پاهام رو آسفالت سرد جاده ، من وسط حجم لطیفِ ابرا..توهم که نیستی ..
طوری نیس ، من که عادت دارم..تو که میدونی زمستون که میاد من فقد یکم تنهاترم ..
چارده زمستون عه که با یه دسته گل تو دستم به نیمکتای دو نفره خالی سلام میدم..چارده زمستون عه که به احترام درخت، یه خیابون سکوت میکنم..چارده زمستونه که نمیای و چارده زمستونه که دلتنگِ اومدنتم .. بگو از من تا چشمات چن تا زمستون دیگه فاصله مونده؟..چقد عشق صبوری میخواد..چقد فاصله پیداست..چقد عشق اینجاست.. غمت نباشه فاصله ها حریفمون نیستن ..
بارون میاد ، نمناکی آسفالتِ بارون خورده٬بوی چشمامو میده..بارون میباره..ته سیگارِ گوشه پیاده رو تو جوب آب میرقصه.. باید دیماه باشه ..
بیا..بیا باهم خدارو به تماشای عشق بنشونیم..بیا واسم حرف بزن،تو امتداد خیابونی بی انتها تا آخر زمستون،تا آخر دنیا بات قدم میزنم..باهم به نیمکتای دونفرهِ شهر سلام میکنیم..اصلا به هرکی تنها بود سلام میدیم..بیا و تو فقد حرف بزن.گوش میدم،یاد میگیرم ..
بخند ، هِی بخند ..تو که یبار بخندی ، لبخندای نزده ی بیست و یه تحویل سالِ من یجا تلافی میشه..عیدم وختی میاد که تو خندیده باشی ..
تو که تعبیر پاییزای رفته ای..تو که بهار نیمده ای..دارم اینجا پا به پای درختای مرده نیمدنتو نگا میکنم..من منتظرتم،حالا تو بازم نیا..من دوباره منتظرت میمونم.شاهدمونم همین درختای مرده ..
تو هی نیا..من باز زیر بارون با چشای خیس آسمونو نگا میکنم..دلگیر نباش..بارون که بیاد کسی اشکامو نمیبینه..فقد تو دعای بارونو یادت نره ..
یه شب زمستونیِ سرد بیخبر بیا..از بارون و پرنده ی خیس و از نیمکتای دونفرهِ خالی٬ سراغ پسریو بگیر که سالها قبل از اینکه بشناسیش..قبل اینکه بدونی..دختر متناش شدی ..
#عـلـیـرضـا
Read more
Loading...
. ببین،جایی تو دنیات هس که ازین بغض شکسته تو گلوم کم کنه؟ همین دنیای لنتیت چرا بضی وختا انقد بزرگ بود ...
Media Removed
. ببین،جایی تو دنیات هس که ازین بغض شکسته تو گلوم کم کنه؟ همین دنیای لنتیت چرا بضی وختا انقد بزرگ بود که از اونجا که قلبم میتپید دورم میکرد؟چرا همین دنیات انقد کوچیک شده که برام جایی نداره؟ فک میکنم به چیزی که هیچوخ نمیدونی.از خوش خیالی فکری که دربارت تو سرم گذشت خودم خندم میگیره..دلم به حال خودم ... .
ببین،جایی تو دنیات هس که ازین بغض شکسته تو گلوم کم کنه؟ همین دنیای لنتیت چرا بضی وختا انقد بزرگ بود که از اونجا که قلبم میتپید دورم میکرد؟چرا همین دنیات انقد کوچیک شده که برام جایی نداره؟
فک میکنم به چیزی که هیچوخ نمیدونی.از خوش خیالی فکری که دربارت تو سرم گذشت خودم خندم میگیره..دلم به حال خودم میسوزه چقد..
#عـلـیـرضـا
Read more
Loading...
Much <span class="emoji emoji1f426"></span> Love
Media Removed
Much Love Much 🐦 Love
● A Cigarette For A Thousand Problems ● . #axehaftom #aks_baran #aksrooz #xtasy_ #xtasy_soul ...
Media Removed
● A Cigarette For A Thousand Problems ● . #axehaftom #aks_baran #aksrooz #xtasy_ #xtasy_soul #comforpersia #vscopesian #vscoir #vsco_ir_ #lux_photos #limoo_graphy #jj_humanedge #bnw_photografare #honaristyle #happiness_graphy #honar_4_ax #persianlikes #pic_poem #only_vscocam ... ● A Cigarette For A Thousand Problems ●
.
#axehaftom #aks_baran #aksrooz #xtasy_ #xtasy_soul #comforpersia #vscopesian #vscoir #vsco_ir_ #lux_photos #limoo_graphy #jj_humanedge #bnw_photografare #honaristyle #happiness_graphy #honar_4_ax #persianlikes #pic_poem #only_vscocam #one__shot__ #iranax #ipixell #ir_image #_creativityart_ #_take_photo #گفتاكيها #ig_persia #iranian_photography
Read more
. سرم..سرم گیج میره..تو سرم سوالای بی جواب هی اینور اونور میرن.من بضی وختا دلم میخواس دنیا یه جور ...
Media Removed
. سرم..سرم گیج میره..تو سرم سوالای بی جواب هی اینور اونور میرن.من بضی وختا دلم میخواس دنیا یه جور دیگه ای میبود،دوس داشتن جور دیگه ای میبود و هیچ آدمی برا تنها نبودن دست التماس دراز نمیکرد.اصلن کاش آدم اینهمه تنها نبود. بارها دیدم چقد محبت و پاکی تنها مونده،دورویی و زشتی لبخند میزنه..تنها نبود،دست ... .
سرم..سرم گیج میره..تو سرم سوالای بی جواب هی اینور اونور میرن.من بضی وختا دلم میخواس دنیا یه جور دیگه ای میبود،دوس داشتن جور دیگه ای میبود و هیچ آدمی برا تنها نبودن دست التماس دراز نمیکرد.اصلن کاش آدم اینهمه تنها نبود.
بارها دیدم چقد محبت و پاکی تنها مونده،دورویی و زشتی لبخند میزنه..تنها نبود،دست گذاشته بود رو کمرش و سیگار برگ دود میکرد..میخندید..به سادگی اون مهربونی،که با چشای خیس اون گوشه چمباته زده بود..مهربونی تنها بود..مسخرش میکردن.دلم برا مهربونی و سادگی خیلی سوخت.چقد دلم میخواس دنیا چیز دیگه ای میبود..
چیزی غیر این ، یه جایی شهری اونور رویاهام،اونجا که سهمِ عاشق گریه های بیصدا نباشه،شهری که توش خنده سهم همه باشه..که اصلا آقا! هرکی دلش روشن تر بود سهمش از خورشید بیشتر،هرکی مهربونتر بود،ستاره ها مال اون..پنجره فقط برا اونایی باز میشد که پروازُ میفمن..شب نبود..تاریکی نبود..
جایی بود که توش غما تقسیم میشد همونطور که شادیا..اصلن اشک فقط برا شوق بیاد..وختی بیاد که دستی برا پاک کردنش باشه..اونوخ وختی میخواستی از کسی بپرسی تاحالا عاشق شدی؟..میپرسی تاحالا بی دلیل گریه کردی؟..از چشماش میپرسیدی دوسش داشتی؟..اگه راس میگف حتما همونجا گریش میگرف..
اونجا تو دست هر بچه ای یه عروسک بود..بچه ها حق نداشتن نخندن..اصلن چرا بچه ها میمیرن؟!..اونجا هیچ بچه ای،کودک نمیمُرد..بزرگ میشد،کوچیک نمیمُرد..
بوی بارون میاد..بوی خون..لنتی مگه نگفتم رویامو خط خطی نکن!
رویام..رویای قشنگم،دیگه شبیه رویا نیس..بوی عشق نه،بوی آدمیزاد میده..رویای قشنگِ کثیف شُدَم.اشک چشام،همش ریخت رو این رویا..
اما تو رویاتو نکُش،بو کن..هنو بوی کودکی میده.
حالا منم رویای مچاله شدمُ برمیدارم و صاف میکنم،میتِکونم و آروم رو قلبم میزارم..میخوام خودم تجسم این رویا باشم..
#عـلـیـرضـا
Read more
. من نمیفمم،نمیدونم چرا آدما فقط برا یه تجربه،یه تصور و خیال،یه عطش واس سر دادن ترانه تشنگی،و خیال ...
Media Removed
. من نمیفمم،نمیدونم چرا آدما فقط برا یه تجربه،یه تصور و خیال،یه عطش واس سر دادن ترانه تشنگی،و خیال خام چیزی که هیچوخ نیست،زندگی یه آدم دیگه رو به بازی میگیرن؟بخدا نمیفمم چطوری شد که تو این عصر آهن و اصطکاک این جوری تصورات آهنی و قلبای سخت و ذهنای جامدی شکل گرفت..این همه آهن ،اینهمه سختی،اینهمه جهل،این ... .
من نمیفمم،نمیدونم چرا آدما فقط برا یه تجربه،یه تصور و خیال،یه عطش واس سر دادن ترانه تشنگی،و خیال خام چیزی که هیچوخ نیست،زندگی یه آدم دیگه رو به بازی میگیرن؟بخدا نمیفمم چطوری شد که تو این عصر آهن و اصطکاک این جوری تصورات آهنی و قلبای سخت و ذهنای جامدی شکل گرفت..این همه آهن ،اینهمه سختی،اینهمه جهل،این همه صورتک،اینهمه من..تنها،خسته..
ای آدمایی که بی چراغ دوس میدارین..آدمایی که به هوس سرک کشیدن به یه دیوار کوتا سرخم میکنین و آرامش اون ور دیوارو ستایش میکنین..بخدا اون آدم ساده که دیوار دلش کوتاس وسیله ای واس ابراز و ارضای عقده هات نیست!..تو این عصر صورتکای دروغین دنیا بیشتر از همیشه به سادگی ساده ها محتاجه..انقد اذیتشون نکنین!..بزارین سادگی دوس داشتن های بی دلیل افسانه تو قصه های کودکی مون نباشه..
دوس داشتن یه وظیفه نیست،اجبار نیست،چیزی نیست که همه حتما باید یه روز بش برسن..دوس داشتن یه موهبته،یه عطیه الهی،یه لیاقته که هرکسی بش نمیرسه..
تعداد مجنونارو بشمار،تعداد لیلی هارو بشمار،بشمار اونایی رو که سارا موندن،اونا که لیلا شدن..بخدا انگشت شمارن اونایی که دوس داشتن دونستن و عاشق موندن..بشمار لولیدن های تو همو،بشمار صدای فنر تختها رو،بشمار اشکای رو گونه لغزیده رو،بشمار عاشقای تو راه مونده رو..بخدا زیادن مدعیای بیخبر و هوسای زودگذر..
دوس داشتن از عشق فراتره..دوس داشتن گرم کردنه و عشق سوزوندن،دوس داشتن آرامش ساحله و عشق تلاطم دریا..اما..برا اونی که تارش از عشق باشه و پودش از دوس داشتن،دوس داره عشقو و عاشقونه دوس داره..
من هنوز،اینجام برا تو،از پشت این دیوار حرف میزنم،از پشت این دیوار خودخواهی و حماقت،ازین ور پرچین کوتاه دلم،از دوس داشتنای بی دلیل و از قلب همون علیرضا که هنو چشماش خیس میشه..پسری که هنوز یادشه شوق اون دو چشم خیسی که با گریه نکا میکرد..من هنوز از پشت دیوار ادمکا حرف میزنم،از سایه روشن خاطرات شیرین کودکی مون..
عشق حماقتیه از رو اختیار،عشق نجوای عاشقونه :"عزیزم تو یه فرشته ای " نیس..عاشق که باشی ساکتی،نمیدونی عاشقی یا آدمی،عشق به جات حرف میزنه..
عشق لذتیه که از درد کشیدن میبری..میبینی؟هیچ آدمی دنبال درد نمیگرده..هر آدمی عاشق نیست..عشق حماقتیه که به جون خریدی،حماقت میکنی و درد میکشی،آزار میده و باز دوس داری..
عشق لذت نرسیدنه،عشق گذر سالهاس به انتظار یه لحظه دیدن..عاشقا ساده دلخوش میشن..به یه نامه،به یه صدا..
خدا قسمت میدم به اشکای اون دل ساده که ساده شکست،تورو قسم به سادگی اون اسم چار حرفی،تورو به عشق،به اشک،هوای ساده هارو داشته باش!
#عـلـیـرضـا
Read more

Loading...